اولین باری که تجارت ترجمه خود را جابجا کردم در سال 1992 ، در دوران قبل از اینترنت بود. بیشتر مردم ، از جمله خودم ، واقعاً نمی فهمیدند که این حقیر در مورد این چیزی که اینترنت می نامد چیست. فکر کردم فقط برای ایمیل مفید است شما حتی نمی توانید پرونده های بزرگی را با وجود سیم های نازک مسی خطوط تلفن ارسال کنید ، پس چه خوب بود؟

اما من می دانستم که بزرگ کردن دو کودک کوچک ، آنها 1 و 3 ساله بودند ، در یک آپارتمان دو خوابه سان فرانسیسکو در منطقه ریچموند ، دنج ، راحت و مناسب با همه نوع رستوران های آسیایی همانطور که در زمان ما برای ما بود. هیچ بچه ای ، ما را دیوانه می کند. سان فرانسیسکو احتمالاً هرگز مکان مناسبی برای پرورش فرزندان نبوده است. بنابراین ما وسایل خود را بسته بندی کردیم و به طرف پل گلدن گیت به قلب حومه کالیفرنیای شمالی به یک شهر بسیار کوچک به نام Petaluma ، فقط 40 دقیقه شمال شهر مه آلود که در آن همه دوستان ما و بسیاری از مشتریان من در آن زندگی می کردند منتقل شدیم.

در آن زمان ما 10 سال در سن فرانسیسکو زندگی می کردیم. این مکان جایی بود که هر دو در سال 1982 به طور همزمان به آنجا رسیدیم. قبل از اینترنت ، جایی که شما در آن زندگی می کردید بسیار مهم بود زیرا محل زندگی شما نه تنها دسترسی به دوستانی را که احساس خوبی دارید با آنها تعیین می کنید بلکه دسترسی به اطلاعاتی که برای تجارت شما ضروری است تعیین می کند. .

من زمانی که در سانفرانسیسکو زندگی می کردم دوستانی زیادی داشتم که آنها نیز مترجم ژاپنی بودند و از طریق انگور این دوستان و آشنایان غالباً در مورد پروژه های ترجمه خوب در داخل و اطراف شهر ، به خصوص در دره سیلیکون ، اطلاعاتی کسب نمی کردم. دور از ما

به عنوان مثال به یاد دارم ، چطور یک بار وقتی که برای مالیات بر درآمد سال گذشته پول زیادی را مدیون بودم ، از طریق یکی از دوستان خودم درباره دادخواست دریافتم که شامل ترجمه هزاران صفحه گزارش تحقیق دستنویس به زبان ژاپنی است. من به موسسه حقوقی واقع در مرکز شهر سانفرانسیسکو تماس گرفتم و روز بعد در دفتر کارم یک جعبه کامل پر از صفحات برای ترجمه کردم. سه هفته طول کشید تا من آن صفحات را ترجمه کنم ، اما بعد از گذشت تقریباً سه هفته ، مشکل من از مالیات بر درآمد را از بین برد.

اتفاقاً هیچ آژانس ترجمه ای در این پروژه خاص دخیل نبود ، فقط یک دزد دریایی در دفاتر موسسه حقوقی وجود داشت ، یک دختر جوان جوان ژاپنی که به نظر می رسید هجده سال دارد. او شبیه یک عروسک چینی زیبا چینی ژاپنی بود. اینگونه است که پروژه های ترجمه بزرگ در دوره قبل از اینترنت به کار گرفته شده اند ، که به نظر من این واقعیت را تأیید می کند که برای اکثر پروژه ها ، آژانس های ترجمه لازم نیست.

بعد از اینکه من از سانفرانسیسکو نقل مکان کردم ، ادامه کار را سخت نگه می داشت ، به معنای ادامه کار در یک کلیپ خوب است ، زیرا در دوران قبل از اینترنت دسترسی دوستانی را که در همان تجارت بودند ، از دست دادید. اطلاعاتی در مورد محل کار دارد. به یاد می آورم که بعد از انتقال به پتالوما ، چند ماه تقریباً کاری نداشتم ، تا اینکه من از منابع جدید تجارت جدیدی را به دام انداختم. من سعی کردم خیلی نگران آن نباشم ، مشغول کشف کارخانه های شراب سازی شراب شراب ، مسیرهای پیاده روی و یک فانوس دریایی قدیمی در شهرستان مارین ، دره ماه در میان شراب سازی های استان Sonoma ، ساحل در Bodega خلیج که برای اولین بار وقتی حدود 15 سال داشتم در یک فیلم هیچکاک دیدم.

حالا بیایید از اوایل دهه نود تا پاییز سال 2018 به سرعت جلو برویم. همسر ، همسر سابق ، به ژاپن نیز رفته است ، بچه ها نیز رفته اند ، یکی در کالیفرنیا و دیگری در میشیگان زندگی می کند ، و من الاغ ارشدم را جابجا می کنم. بعد از گذشت بیش از 35 سال در ایالت های ویرجینیا تا بومی جنوبی من. من اخیراً بازنشسته و دریافت کننده خوشحال دو درآمد بازنشستگی هستم ، یکی از افراد معتبر از تأمین اجتماعی آمریكا ، بعد از پرداخت به مدت 36 سال ، و دیگری دیگری كوچك اما بسیار خوش آمدید ، از جمله پرداخت های ماهانه حق بیمه سیستم درمانی چک من. برای من با معادل چک تأمین اجتماعی ، که من نیز به مدت 10 سال پرداخت کردم.

تمام دارایی های زمینی من که از فرودگاه نورفولک با خودم آورده بودم ، در دو قطعه چمدان بود که عمدتا شامل لباس زیر ، پیراهن و شلوار و مواردی از این دست بود. اوه ، دو واژه نامه ژاپنی-انگلیسی و یک فرهنگ لغت آلمانی-انگلیسی در آن دو وجود داشت. من فقط نتوانستم با آنها شریک شوم ، حتی اگر تاکنون ، من واقعاً به آنها احتیاج نداشته ام.

بیشتر
مهمتر از دارایی های زمینی ما ، به طور کلی ، جریان هایی از آن وجود دارد
درآمدی که می توانیم تولید کنیم یا روی آن حساب کنیم تا زمانی که مرده بمانیم ، و من بودم
در این رابطه وضعیت بدی نیست. در واقع ، از آن نقطه به بعد ، من به وضوح این کار را کردم
دیگر نیازی به کار کردن ندارم ، در حالی که می توانستم کم زندگی کنم اما کاملاً راحت در آن زندگی کنم
کشور جدید / قدیمی من

اما این نادرست است که بگوییم مالکیت من همان چیزی بود که من از طریق فرودگاه های نیوآرک و پراگ در دو قطعه چمدان خودم را با من انجام می دادم. باارزش ترین اطلاعات من اطلاعاتی بود که کم و بیش با خیال راحت در ذهن من و در لپ تاپ من ذخیره می شد – ارتباطات تجاری با مشتریانی که به نوع خدماتی که بیش از سه دهه به آنها ارائه می دادم نیاز داشتم و دانش چگونگی دستیابی به آنها. کار انجام شده ، یا توسط من

ترجمه مقاله

tinyurlrebrandlybitly