ترجمه آزاد پر از تصمیمات است. باید این کار را بکنم؟ آیا من آن یکی را رد می کنم؟ چقدر باید شارژ کنم؟ آیا باید نرخ خود را تنظیم کنم؟ و تمام تصمیمات عواقب و عواقبی دارند. اگر زیاد درخواست کنید ، مشتری ممکن است به جای دیگری برود. اما اگر خیلی کم بخواهید ممکن است چیز بهتری به شما پیشنهاد شود. و اگر این کار را بکنید ، وقت لازم برای استفاده از این کار را ندارید.

تصمیمات من از سال گذشته به نظر می رسید که طی دو هفته از زمان بازگشتم از تعطیلات ، همه به خانه آمده اند تا در آنجا ببندند. اول به نظر می رسد مشتری خوبی را از دست داده ام. این یک آژانس پردرآمد نیست که من می خواهم قرن ها از آن خلاص شوم ، یک مشتری مستقیم با ترجمه های جالب است که من سالهاست با آن کار می کنم. تنها مشكل از نظر من این بود كه رابطه من با مشتری از زمانی شروع می شود كه من به طور كافی مشتری مستقیم را شارژ نكردم. از آنجا که این موضوع را فهمیدم ، من به طور پیوسته نرخ خود را با آنها افزایش داده ام و اکنون به آنچه که از مشتری جدید خواسته ام نزدیک می شود ، هر چند که آنها هنوز من را کمی ارزان می کنند.

متأسفانه ، آنها چیزهای مشابه را نمی بینند. با تعجب از اینکه ترجمه ماهانه خود را به من ارسال نکرده اند ، از آنها پرسیدم که چرا. و آنها سرانجام اعتراف كردند: “ما كسی را برای چیزهای معمولی ارزان تر پیدا كردیم. این تو نیست ، ما واقعاً کار شما را دوست داریم. “گویی این مسئله اوضاع را بهتر کرده است. تنها کاری که می توانستم بکنم این بود که یادآوری کنم که وقتی به ترجمه های با کیفیت نیاز داشتند ، هنوز در آنجا هستم و نمی دانم که در این برنامه ماهانه چه شکلی را پر خواهم کرد.

در همان روز ، اخبار بد دیگری هم داشتم. مترجم دیگری که در اوایل سال جاری کار ترجمه بزرگی را انجام داده ام به من گفت که نمی تواند به من پرداخت کند و او در حال ورشکستگی است. بدیهی است ، من هنوز نمی دانم که در نهایت چقدر دریافت خواهم کرد ، اما من ایستاده ام که مبلغ چهار رقمی را از دست بدهم. برای بدتر شدن امور ، کار با یک همکار تقسیم شده است ، او همچنین می تواند مبلغ زیادی را از دست بدهد. با وجودی که پرچم های قرمز فقط در تظاهرات آشکار است ، اما من خودم را فاقد دقت بیشتر لعنت کردم. اما در زمانی که من این کار را کردم ، احتمالاً من به صداهای درونی گوش نمی دادم که از خطرات احتمالی به من هشدار می دادند – در آن زمان کار دیگری نبود.

وقتی کار دیگری را انجام دادم باید تابستان را رد می کردم. کار مستقیم در یک بستر آنلاین همیشه دستور العمل فاجعه است و من آن را کاملاً خوب می دانم. در این حالت ، امکان بررسی صحیح ترجمه من برای اشتباهات غیرممکن بود و مطمئناً شامل برخی موارد نیز می شد. مشتری نهایی ناراضی بود ، اگرچه خوشبختانه همکار دیگری که کار را برای من پشت سر گذاشته بود درک بیشتری داشت. حداقل او متوجه آنچه من مخالف آن بوده ام بوده است. این بار پاداش می گیرم ، اما این نمی تواند به اعتبار من عمل کند و مطمئناً به فشار خون من کمک نمی کند.

پیوند این سه داستان ، تأثیر افزایش نرخ است. شکی نیست که ، اگر مدت طولانی مشغول کار هستید ، وقت آن است که نرخ خود را تنظیم کنید. همچنین شکی نیست که ، به عنوان ابزاری ، افزایش نرخ می تواند ابزاری نسبتاً بی پرده باشد. من به درستی معدن را برای همه آژانسها و یک یا دو مشتری دیگر در ابتدای سال جاری جمع کردم. این اثر مطلوب را داشت: تقاضا کاهش یافت ، بیشتر از طرف آژانس ، و من دیگر به طور مداوم کار را دور نمی کردم.

اما کاری که من نکردم این بود که مشتری های جدید کافی پیدا کنم تا شکافی را که توسط آژانس هایی که مرا رها کردند ، پر کند. این بدان معناست که بعضی اوقات من اصلاً کار نکرده ام ، چیزی که قبلاً آن را عادت نکردم برای تقریباً دو سال به طور کامل رزرو کنم. و وقتی کار کم شد ، کارهایی را که نباید لمس کردم ، مثل مواردی که ذکر کردم ، شغل گرفتم.

در مواقعی مثل این است که باید یادآوری کنم که اتفاقات مثبت نیز می تواند رخ دهد. خوشبختانه ، یک یا دو نفر از آنها در آخرین شب گذشته نیز وجود داشته اند. اول از همه ، من در یکی از زمینه های تخصصی خودم از یک مشتری جدید بالقوه استعلام داشتم: شراب. همانطور که معمولاً انجام می دهم ، از من پرسیدم مشتری چگونه مرا پیدا کرده است و مشتری پاسخ داد “من فقط googled کردم”. این یک خبر خارق العاده است ، زیرا بسیاری از ما که وب سایت داریم گاهی تعجب می کنیم که سرمایه گذاری چقدر ارزش دارد. یک وسوسه وجود دارد که فکر کنید آنها صرفاً پروژه های غرور هستند که برای پیش بینی منازل ما در اینترنت طراحی شده اند ، اما با کاربرد کمی. اما در اینجا شواهد واقعی وجود دارد که اگر کسی به چیزی مانند “مترجمان انگلیسی متخصص شراب” در اسپانیایی دست پیدا کند ، من را پیدا خواهد کرد. هرچند کار زیادی انجام شود یا از این مشتری بالقوه خاص حاصل نشود ، این واقعیت که او می تواند مرا از این طریق پیدا کند ، به من امید می دهد.

سپس سوال کیفیت مطرح می شود. من می خواهم کیفیت ارائه دهم ، زیرا فراتر از رضایت من به من ، شک ندارم که فراهم آوردن کیفیت چیزی است که می تواند مترجمان انسانی را از ایستادگی دستگاه ها متمایز کند. بدیهی است ، هرچند ، کیفیت با قیمتی به دست می آید ، و حداقل من برای ارائه کیفیت عالی نیاز به پرداخت کافی برای استخدام یک داوری برای ترجمه خود دارم. زیرا همانطور که قبلاً بارها ذکر کردم ، این تنها راه ارائه ترجمه های جلا شده است. مشکل مخصوصاً در یک کشور است

ترجمه مقاله

tinyurlrebrandlybitly