بزرگنمایی این تصویر

در دهه 1970 پروفسور پیتر Kranz پرسید که چه اتفاقی خواهد افتاد اگر دانش آموزان در اطراف اتاق رفت و گفت: آنچه که آنها واقعا فکر مردم دیگر مسابقه. لئوناردو سانتاماریا پنهان کردن عنوان

تعویض عنوان

لئوناردو سانتاماریا

اولین بار جودی بنسون شنیده فیلتر حقیقت در مورد مسابقه از یک فرد او 25 سال است. آن سال 1973 و او را در یک کلاس در دانشگاه جنوب فلوریدا در جکسون به نام “بشر تعارض: سیاه و سفید است.”

کلاس رادیکال برای آن زمان و مکان است. در اوایل دهه 1970 جکسون هنوز خام در اطراف حقوق مدنی — جدید به مدرسه busing هنوز هم در حال مبارزه با لغو تبعیض نژادی مشخص در آن برگزار شود. این یک شهرستان تقسیم شده و با خشونت مسابقه شورش در تاریخ اخیر آن است.

اما زمانی که بنسون وارد برای اولین بار بعد از کلاس او فکر او بود و فراتر از همه است. به عنوان او نوشت: در یک مجله او ساخته شده بود به نگه داشتن برای کلاس:

“مانند دیگر سفید پوستان در کلاس, من فکر کردم آن روز که من آن را همه با هم و نشان می دهد هر نژادپرستان در گروه یک یا دو چیز به عنوان به خوبی به عنوان نشان دادن به سیاه خواهران و برادران چگونه هیپ من بود.”

او در بیداری بی ادب. وجود دارد 10 دانش آموزان در کلاس — پنج سیاه, پنج, سفید — و پروفسور پیتر Kranz. یکی از اولین چیزهایی که او هدایت دانش آموزان برای رفتن در اطراف اتاق و می گویند آنچه آنها واقعا به فکر مردم دیگر مسابقه.

به طوری که آنها را یکی یکی به عنوان Kranz که سفید نوشت: اظهارات خود را در هیئت مدیره. نزدیک به 50 سال بعد بنسون هنوز هم می توانید به یاد بیاورید برخی از این اظهارات.

“همه سفید پوستان غنی باند سرقت. همه سفید پوستان نژادپرست و شما نمی توانید به آنها اعتماد … مردان سیاه می خواهید به تجاوز به زنان سفید. مردان سفید می خواهید به تجاوز به زنان” او به یاد می آورد. “یکی که واقعا مرا شگفت زده کرد زمانی بود که آنها گفتند که فکر نمی کنم مردم سفید عاشق فرزندان خود هستند. همین دلیل است که آنها تا به حال mammies به بعد از آنها نگاه کنید. آن آمد که مردم فکر مردم سیاه و سفید بو اما حدس بزنید چه ؟ مردم سیاه و سفید فکر می کنم سفیده بوی مرطوب سگ.”

این روزها که تقریبا شش-در-10 آمریکایی می گویند روابط نژادی در آمریکا بد ما به ندرت در مورد نژادی رویارویی رفتن هست — به خصوص نوع Kranz تسهیل می شود که در آن مردم تشویق به گفتن به هر یک از دیگر چهره های غیر قابل قبول چیزهایی که آنها فکر می کنم ، که آیا آنها رخ می دهد به صورت آنلاین و یا در کوچه و خیابان این نوع برخورد در پایان زاج یا حتی بدتر خشونت است.

اما این 1973 کلاس درس بود یک نمونه نادر از یک تلاش موفق. در اینجا معلم بود که تصمیم گرفت تنها راه برای ایجاد نژادی پیشرفت برای دانش آموزان از نژادهای مختلف در واقع به مقابله با هر یک از دیگر. بنابراین او تصمیم گرفت آن را به خطر است. او را از بند باز کردن همه زشت احساسات در امیدوار است که او می تواند از کانال آنها به چیزی خوب است. و در هرج و مرج آنها یافت تطهیر است.

هیچ جایی برای ادب

Philip Mobley 19 بود که او در زمان Kranz کلاس.

“من یکی که گفت که من فکر می کردم که مردم زمانی که آنها را مرطوب بوی مانند یک سگ به دلیل این چیزی است که من تا به حال شنیده ام. من به یاد داشته باشید که می گوید, می گوید:” Mobley.

او همچنین کسی است که گفت: او فکر مردم سفید نیست عشق فرزندان خود را, چرا که اگر آنها آنها را در بالا بردن آنها خود را به جای استخدام, سیاه, پرستار بچه.

Mobley مطرح شد به نگه دارید زبان خود را در سراسر سفید مردم است. به عنوان یک بچه با پدرش او را نگه داشته و عمدتا پناه در کنار شهر است. اما هر یک بار در در حالی که, در حالی که در کارهای آنها روبرو می شوند یک فرد سفید مثل یک روز زمانی که آنها رفت و به قصاب که ناراحت شدم چرا که آنها در اواخر برای یک منظور و او تا به حال در جایی دیگری می شود.

“او به او صحبت کرد مانند او یک کودک بود می گوید:” Mobley. “او فقط فریاد زد و او را به عنوان یک کودک است و او فقط گفت:” بله خانوم. بله خانوم.’ و هنگامی که او پشت در ماشین من فقط می خواهم, ‘صبر کنید چرا که به شما اجازه انجام این خانم با شما صحبت کنم این راه؟’ و به او پاسخ او این بود: “من باید به مراقبت از خانواده من است.'”

بنابراین زمانی که Mobley راه می رفت به کلاس او جذب ایده که صحبت کردن صادقانه به مردم بود یک گزینه نیست. او در توصیف خود را به عقب و سپس به عنوان بسیار مودب و مهربان و یک nerd.

و واقعا در ابتدا تمام دانش آموزان در کلاس خیلی مودب.

“من می گویند راه آن بسیاری از افراد مثل من واقعا سعی کردم برای جلوگیری از رویارویی در تمام هزینه. من مانند یک ماوس” به یاد بنسون.

اما وجود دارد هیچ جایی در کلاس برای ادب. کلاس بود که با الهام از یک برنامه توسعه یافته توسط روانپزشکان قیمت M. Cobbs و William H. Grier, نویسندگان از سال 1968 کتاب سیاه و خشم. این ایده از کتاب بود که مردم خشمگین شد و از آن — نژادپرستی و برده داری روزمره slights — و در نتیجه خشم سرکوب شد و خوردن آنها را دور.

راه حل آنها پیشنهاد درگیر قرار دادن مردم سیاه و سفید با هم در یک اتاق و آنها را به صحبت می کنند به طور مستقیم و صادقانه در مورد احساسات خود را در مورد یکدیگر.

“تقابل بود روش و درک واقعی توسط شرکت کنندگان از مشکلات واقعی بین سیاه پوستان و سفید پوستان بود و هدف” می نویسد: Terence کلارک در کتاب خود یک عرصه حقیقتکه داستان Kranz کلاس و ایدئولوژی پشت آن است. “این امر می تواند خشن و … یکی از محدودیت این بود که واقعی خشونت فیزیکی خواهد بود نه مجاز.”

Kranz خود شرکت در یکی از Cobbs و Grier کارگاه های آموزشی و زمان درس او به کار خود را در دانشگاه جنوب فلوریدا. این نگاه چیزی شبیه به این:

  • هفته اول: اعتراف خود را عمیق ترین افکار نژادپرستانه.
  • هفته دوم: خواندن زندگی نامه مالکوم ایکس, بحث, اعتراف دوباره.
  • هفته سوم: سرگرم بازدید از محلی پلنگ سیاه. پور قلب خود را به مجله خود را.

در یکی از رادیکال تر کلاس های مورد نیاز هر دانش آموز تا به حال به ماندن در خانه یک فرد دیگر مسابقه برای یک هفته. برای دانش آموزان آن دلسردکننده تقاضا اما در نهایت مرکزی به هدف Kranz را آزمایش: برای پرورش نژادی همدلی که کشش فراتر از دیوارهای کلاس درس.

Mobley به یاد بودن تا freaked او مطمئن ساخته شده او تا به حال یک دوست در این نزدیکی هست به عنوان یک راه نجات است.

“من به یاد داشته باشید گفتن او به من گفت:” هنگامی که ما در اینجا من نیاز به شما را به نوع سواری در اطراف برای حدود 30 دقیقه چون من راحت رفتن و ماندن با سفید این مردم برای یک هفته تمام.”

اما او — که همه آنها انجام داد. در نهایت این کلیشه است که دانش آموزان یک بار برگزار می شود شروع به محو شدن.

“آن آزاد شد”

Mobley به یاد لحظه ای او را دیدم یک تغییر و تحول در میان دانش آموزان در کلاس.

“من فکر می کنم آنچه که اتفاق می افتد بیشتر است سفید کودکان و نوجوانان شد, احساس, احساسی, خجالت و سیاه و سفید بچه ها … احتمالا کمی قاطعانه تر و رایگان. شما بوده ام به مظلوم برای مدت طولانی و پس از آن همه ناگهان کسی به شما می دهد این فرصت را به می گویند آنچه شما احساس می کنید … آن رهایی بخش بود.”

پس از چندی آنها نقل مکان کرد و به یک مرحله جدید که در آن به جای مرتب سازی بر اساس نژاد آنها تقسیم شده و در امتداد خطوط مختلف مانند که دوست وزنه برداری بود که یک nerd بود که یک پدر و مادر است.

“آن را طولانی نیست قبل از اینکه ما صحبت شد بعد از کلاس و خنده بعد از کلاس و رفتن به یک آبجو در خانه قایق می گوید:” بنسون. Mobley به خاطر آنها شد “مانند یک خانواده است.”

این یک تحول است که ریشه از آنچه که دانش آموزان به عنوان واقعی درس از کلاس: بله رویارویی بسیار مهم است اما این آخرین توقف. این شروع یک روند — به شما می گویند راز با صدای بلند به چهره فرد را پس از آن شما نشسته و شما گوش دهید. شما راه رفتن به دور عصبانی و یا دفاعی و یا هنوز پر از خشم است. اما آن را نمی کند شما را بکشند. شما فقط بروید و کار را از طریق آن.

“نیاز به افشای خود و پیدا کردن که شما نمی خواهید به رها کردن از طریق به یک پرتگاه است که باعث می شود شما قوی تر می گوید:” بنسون. “و این اولین بار شما قادر به می گویند چیزی است که صادقانه و بدون حمله کرده بودن آن باعث می شود شما قوی تر است.”

درس مشخص شده خروج رادیکال از چگونه ما به طور معمول فکر می کنم در مورد رویارویی است. زمانی که Kranz مورد مطالعه با Cobbs و Grier او آموخته است که مردم اجتناب رویارویی چرا که آنها فکر می کردند این بود که انسانی چیزی که به انجام است. آنها می ترسید اگر آنها را باز کرد و حتی کمی از آنها ممکن است در نهایت با یک شورش. اما نتیجه این بود که بسیاری از سرکوب خشم و ترس بود که بر روی بدن خود را.

برای مطمئن شود, Kranz کلاس بود و بسیار تحت کنترل محیط زیست یک فضای امن برای گفتگو در مورد مسابقه. استاد آموزش داده شد روانشناس بالینی و می دانست که چگونه به طور رسمی ساخت به عنوان کلارک نوشت: در عرصه حقیقت “یک دوره خنک کردن و انعکاس است.” و برخی از نژاد محققان را تحت فشار قرار دادند در مقابل ایده رادیکال درگیری وجود دارد گفت: راه های بهتر برای کشف چنین نگران کلیشه.

هنوز هم وجود دارد درس در آن به صورت گسترده تر جهان در مورد چگونه برای عادی رویارویی و آن جا را به زندگی عادی.

چند دهه پس از کلاس به پایان رسید به عنوان مثال بنسون می گوید: او دیگر یک ماوس — نه با شوهر سابق او و یا خفیف نژادپرستانه و آشنایان و یا هر کسی که واقعا….

برای Mobley در بر داشت خود را در موقعیت داشتن به ترجمه این روش برای پسر نوجوان خود را. یک سال در پسر دبیرستان, کلاس جمهور سیاه بود و اصل اعلام کرد که برای اولین بار کلاس جمهور نمی خواهد به طور خودکار دریافت به تحویل مدرسه شروع آدرس.

“همه از بچه ها خشمگین شدند” Mobley می گوید. “و من به یاد داشته باشید که آنها به خانه. ما در مورد آن صحبت ما با بیان این که خشم. و من آماده, آنها می گویند, شما نیاز به رفتن و اجازه دولت می دانم که چگونه شما احساس می کنید در مورد آن وجود دارد یک نیاز برای افراد خاصی در چهره خود را … در همان زمان وجود دارد به مکالمه معنی دار در پشت آن. چرا که اگر من فقط می خواهم به شما را دیوانه بدون انجام پیوند و آموزش و پرورش و رشد همه من انجام داده ام ساخته شده است شما دیوانه.”

آن را آشکار درس به جز که آن را دشوار است برای اجرا. اغلب به طور پیش فرض است که می گویند هیچ چیز و بجوش و خروش آمدن در خشم و یا منفجر شود. اما به دلیل Mobley بود که تجربه بسیاری از سال پیش, او قادر به پسرش گزینه های او را به عنوان یک بچه: نمی گم در خشم است. اما نمی نگه داشتن آن در دلیل آن می تواند به شما غذا خوردن از داخل است. و سپس شما هرگز برنده خواهد شد یا هر چیزی بهتر است.

tinyurlbitlyis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

ایندکسر