به تازگی از من دعوت شده است که هیئت مدیره در شبکه های اجتماعی را در انجمن ترجمه اروپا در بروکسل تعدیل کنیم. این یکی از آخرین ارائه های من برای مدتی بود. بعلاوه ، ترجمه هدف اروپا در سال جاری توانمند سازی مترجمان جوان بود ، بنابراین اتاق مملو از دانش آموزان و فارغ التحصیلان اخیر بود. این دو را کنار هم بگذارید و ناگزیر به انعکاس خواهید رسید … حداقل من این کار را کردم.

مشاوره دادن آسان تر است و به اشتباهات همکاران جوان (wannabes ، newbies ، با این حال شما تصمیم می گیرید که با آنها تماس بگیرید) ساده تر است. در آنجا بود ، این کار را انجام داد ، مسائل مشابهی را پشت سر گذاشت تا بتوانم تجربه خود را به اشتراک بگذارم. و مطمئناً هنگام شروع کار ، از دریافت نشانگرها بسیار سپاسگزارم.

اما در مورد مترجمین باتجربه چطور؟ شاید بعد از گذشت 3 سال ، 3 ، 4 ، 5 یا 6 سال دیگر اشتباه نکنیم. شاید ما منابع معتبر خودمان را داشته باشیم. یا شاید ما دیگر از این نوع توصیه ها درخواست نمی کنیم؟

در تفکر من ، یک سفر درون نگرانه را انجام دادم تا آنچه را که فکر می کردم برخی از اشتباهاتی که مرتکب شده ام (یا مشاهده می کنم) کشف کنم ، کشف کنم. و نه ، این مقاله لیستی از مواردی نیست که همکاران باتجربه تر از آن با مشکل روبرو می شوند بلکه مکالمه ای صادقانه با خودم – و شاید ، شاید ، شاید برخی از جنبه های مختلف با خود را پیدا کنید.

بیش از حد به حافظه یا تجربه خود تکیه کنید

البته کسب تجربه بیشتر در یک منطقه سرعت بیشتری به ما می بخشد ، باعث می شود مترجمان بهتر شوند و درامد در ساعت بیشتر به دست آورند ، اما اگر خیلی به حافظه یا تجربه اعتماد کنیم ، چه اتفاقی می افتد؟ من این کلمه را قبلاً دیده ام ، به یاد می آورم که چگونه آن را ترجمه کردم ، روی یک متن مشابه کار کرده ام – همه اینها می توانند همزمان و مثبت باشند. بی اعتمادی به اینکه چگونه در گذشته کاری انجام داده ام باعث می شود هوشیارتر ، کنجکاوی ، توجه کمتری باشم. شاید بدون توجه به متن ، متن را براق می کنم.

و تجزیه و تحلیل متن مناسب چیست؟ ما به عنوان دانش آموزان ترجمه در مورد آن می آموزیم ، اما با گذشت زمان ما تمایل به جستجوی آن داریم. با این ابزار قدرتمند چه اتفاقی می افتد؟ آیا آنطور که ما امیدواریم درونی شود ، یا درونی می شود …؟

به دنبال تحولات نیست

به یاد دارم وقتی مترجم جدید بودم ، همه چیز را دنبال می کردم: همه مجلات را می خواندم ، مشترک در همه خبرنامه ها بودم ، به همه رویدادهایی که می توانستم می رفتم. البته ، شما نباید این کار را برای همیشه انجام دهید. اما آنچه اکنون متوجه شدم این است که کمتر و کمتر احتمال دارد که یک مجله صنعت بخوانم ، احتمالاً کمتر با وبلاگ یک همکار جابجا می شوم ، کمتر احتمال دارد که روی آنچه اتفاق می افتد تمرکز کنم.

خوب ، همه این منابع هنوز در جاهای دیگر ، در مناطق حاشیه ای قرار دارند ، اما من به آن اندازه که قبلاً به آنها توجه نمی کردم. من به خودم می گویم که من خیلی مشغول کار هستم ، که آخر هفته با خبرنامه ها سر و کار خواهم داشت ، سال آینده به این یا آن رویداد می روم – و هرگز انجام نمی دهم. کاری که من می توانم این روزها انجام دهم این است که حداکثر حرکت در سطرها و عناوین موضوعی است تا بتواند آنچه را که اتفاق می افتد بدست آورد. البته ، من هنوز با پیشرفت های مهم به روز هستم ، اما من به عنوان قبل از این علاقه ای ندارم که به جزئیات بپردازم.

آنجا بوده اید ، آن رفتار را انجام دهید

پس از چند سال حضور در این صنعت ، رسیدن به “وجود ، انجام آن نگرش” بسیار آسان است: شما مقاله های مشابه را خوانده اید ، مباحث مشابه را شنیده اید ، در رویدادهای مشابه بوده اید یا حتی روی پروژه های مشابه کار کرده اید ، بنابراین این چیزی نیست. برای شما جدید است ، شما دیگر نمی بینید که چرا کسی از کنفرانس ، یک فرصت یا یک پروژه هیجان زده می شود ، این همه بسیار اتفاقی ، تقریباً عابر پیاده می شود. دیگر هیچ چیز شما را غافلگیر نمی کند ، بسیار کمی چیزهای شما را مورد علاقه و الهام قرار می دهد.

تا حدی احساس چنین کاری طبیعی است. اما گاهی اوقات ما می توانیم یک قدم خیلی دور برویم و یک همکار جوان را دلسرد کنیم یا با اصرار بر اینکه همه چیز یکسان است ، شور و شوق آنها را تضعیف کنیم. گرفتن همان نگرش تازه کار دشوار است ، اما اجازه می دهد چنین کاری انجام شود که رویکرد شما تأثیر بگذارد و فکر شما را تحت تأثیر قرار دهد. یا بعضی اوقات ممکن است حتی از ایده های مفید غافل شویم و بتوانیم به کارنامه خود بیفزاییم زیرا آنها در میان چیزهایی که از قبل می شناسیم پنهان هستند.

نفرین دانش

چیزی که من متوجه شده بودم که خودم انجام می دادم این بود که کلمات اختصاری ، نام ها ، ایده ها ، افراد و شرکت ها را دور می زنم با فرض اینکه همه می دانند من درباره چه چیزی صحبت می کردم. این دانش خودی غالباً باعث غرور ، نشانه تعلق و داشتن اطلاعات ممتاز است. فراموش کردن این نکته آسان است که رسیدن به نقطه درک همه اینها و دیدن ارتباطات در این صنعت سالها طول می کشد – مطمئناً چند سال خوب به طول انجامید. ناگهان انتظار داریم همه اطرافیانمان – از یک همکار دیگر گرفته تا تازه وارد این صنعت – کلمات اختصاری ، نام ها و مفاهیم را بدست آورند. و هنگامی که آنها نمی کنند ، ما اغلب اظهار می داریم که آنها باید زیر یک سنگ زندگی می کردند …

آنچه من طی این سالها فهمیدم این است که اگر فرض کنم همجوشی های من این دانش ممتاز را ندارند – یعنی اگر می خواهم ارتباط برقرار کنم ، آنها را تحت تأثیر قرار نمی دهم. و البته ، این به عهده من است که می توانم اطلاعات را با آنها به اشتراک بگذارم.

گذشته نگر

همه ما این احساس را نازک نمی کنیم

ترجمه مقاله

tinyurlrebrandlybitly

ایندکسر